قياس
چند وقت پیش هواپیمایی در فرودگاه مشهد هنگام نشستن دچار سانحه شد و تمام مسافران به جز خدمه پرواز و خلبان از بین رفتند .
چند روز پیش هواپیمایی در پوکت تایلند هنگام نشستن دچار سانحه شد و یک مهماندار غیر مسلمان باعث نجات جان ۶ ایرانی مسلمان شد.و خودش در آتش سوخت!!!!!!!!!!!!!
هراران خورشيد درخشان
دو روز پیش کتاب هزاران خورشید درخشان نوشتته خالد حسینی رو خریدم و از همون موقع تا فرصت گیر می آوردم می رفتم سراغش و امروز هم که سر کار نبودم با خیال راحت تمومش کردم. عجب قلم شیوایی داره این نویسنده افغان همون که پارسال بادبادک بازش اونهمه طرفدار پیدا کرد .چقدر زیبا داستان جنگهای کشورشو به تصویر می کشه و از آن طرف فرهنگ نزدیک ما با افغانها آدم رو بیشتر وسوسه میکنه.
از اینکه فروش بالای بادبادک باز یا ذو ق مترجم باعث شد که این اثر اینقدر سریع ترجمه بشه خوشحالم امیدوارم مثل بادبادک باز بعد از چند دوره جلوی چاپش گرفته نشه هر چند که این روزها دوباره اجازه چاپ گرفته.
ازدواج
سلام من اومدم این چند وقت حس نوشتنم نبود!
یادمه اون وقتها که دختر خونه بودم وقتی داشتیم فیلم میدیدیم اگه در مورد ازدواج و... بود یک جوری از اتاق بیرون می رفتم و خودمو سرگرم می کردم که جلوی بابا خجالت نکشم .
پری رو از اول شهریور فرستاده بودم پیش مامان و بابا یه روز نشسته برای بابا گفته که شوهر ایده آلش باید چه طوری باشه و بابا هم بعد از کلی مقدمه چینی و طبق اصول روانشناسی نشسته و از علم و دانش و مزایای تحصیلات توی این مدت یواش یواش به خوردش داده ولی دیشب که عروسی رفتیم و مراسم عقد رو از نزدیک دید میگه: بابا جون من دو بار مراسم عقد میگیرم یکبار توی نامزدی یکبار هم توی عروسی(عاشق بله گفتن و عروس رفته گلاب بیاره و.. این چیزاست)!
بابا هم گفت دخترم اول باید به فکر مطالعه و کتاب و.. باشی و پری هم گفت کتاب که تا حالا خیلی خوندم!
انصار
دیروز: دکتر سروش توی پلی تکنیک سخنرانی داشت و ما تا رسیدیم درو بسته بودند و مجبور شدیم بریم بیرون در دانشگاه تو خیابون حافظ بایستیم بیشتر اونهایی که اون بیرون بودند جزء آقایون انصار بودند و یه تعداد قلیلی هم دانشجو مثل ما که دیر رسیده بودند انصازیها از نرده های دانشگاه آویزون بودند و فحش بود که نثار آقای سروش و خاتمی و .. می کردند منم هم که جوون و خام یادم رفته بود اینور نرده ام شروع کردم به داد و غال که بابای پری جلومو گرفت و... نگذاشت چشم غره جناب ده نمکی عواقب وخیمتری داشته باشه و........لانچیکوی الله کرم بخوره تو صورتم و...
امروز: نشستیم جلوی تلویزیون فیلم اخراجیهای آقای ده نمکی رو نگاه میکنیم (البته عمرا پول بدم برم سینما واسه همچین کارگردانی)و یکی از تیتر های روزنامه امروز رو می خونم که:حسین الله کرم به عنوان وابسته نظامی ایران در بالکان معرفی شده است و قرار است به مدت ۴ سال در این پست خدمت کند!!!!!!!!!!
فردا:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیروز: دکتر سروش توی پلی تکنیک سخنرانی داشت و ما تا رسیدیم درو بسته بودند و مجبور شدیم بریم بیرون در دانشگاه تو خیابون حافظ بایستیم بیشتر اونهایی که اون بیرون بودند جزء آقایون انصار بودند و یه تعداد قلیلی هم دانشجو مثل ما که دیر رسیده بودند انصازیها از نرده های دانشگاه آویزون بودند و فحش بود که نثار آقای سروش و خاتمی و .. می کردند منم هم که جوون و خام یادم رفته بود اینور نرده ام شروع کردم به داد و غال که بابای پری جلومو گرفت و... نگذاشت چشم غره جناب ده نمکی عواقب وخیمتری داشته باشه و........لانچیکوی الله کرم بخوره تو صورتم و...
امروز: نشستیم جلوی تلویزیون فیلم اخراجیهای آقای ده نمکی رو نگاه میکنیم (البته عمرا پول بدم برم سینما واسه همچین کارگردانی)و یکی از تیتر های روزنامه امروز رو می خونم که:حسین الله کرم به عنوان وابسته نظامی ایران در بالکان معرفی شده است و قرار است به مدت ۴ سال در این پست خدمت کند!!!!!!!!!!
فردا:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فیلم ۳۰۰
امروز فیلم ۳۰۰ساخته (زاک سنایدر) رو دیدم:
فیلم ۳۰۰ به داستان جنگ ایران و یونان در ترموبیل(گردنه ای در یونان ) می پردازد.
در این اثر سینمایی پادشاه اسپارت فقط یک ارتش ۳۰۰ نفری دارد که در مقابل سپاه عظیم خشایار شاه تا پشت دروازه های شهر آمده اند و ایستادگی می کنند و سرانجام گور پشتی دروازه های شهر را به روی ایرانیان وحشی باز می کند!!!!!!!!!!!!
در این فیلم ایران نمادی از دیکتاتوری ؛بی خردی؛توحش است و یونان سمبل دموکراسی و مبارزه با آدمکشی و تجاوز است.
با اینکه از فیلمهای تخیلی ـجنگی متنفرم به خاطر حساسیت موضوع خیلی از صحنه های چندش آور شو تحمل کردم .
در این فیلم ایرانیها از نظر ظاهر شبیه عربها و قبایل وحشی آفریقایی هستند و زنان ایرانی زنانی هر جایی نمایانده شده اند !!!!!!!!!
شرم بر ما باد که فرهنگمان اینچنین به جها نیان نشان داده می شود.
البته اگر فرهنگی مانده باشد!!!!!!!!!
آرزوهای من
۱)اولین و مهتمترین آرزوم اینه که بابای پری به عقایدم ؛کارم و...احترام بیشتری بگذاره
۲)خونه بخریم
۳)پری کوچولو ی ما توی دیکته نمره های ناپلئو نی نگیره
۴)یه تایلند پر از خرید بدون غر بریم
۵)امسال سعی کنم بیشتر برای خودم مادر باشم تا زن بابا (سالهاست آرزو دارم به جای اینکه دیگران و راضی نگه دارم کمی هم به فکر خودم باشم!!!!!!!!!!!!!)
پری کوچک من
پري كوچك من ني لبكش جنس بلور !
توي گرگ و ميش چماش ؛صد تا مرواريد نور!
پري كوچك من خونه اش تو اقيانوس دور !
واسه اون بستر موجا مثل گهواره و گور!
پري كوچك من فاصله بين دو بوسه س!
اما بوسه بي خطر نيست همه جا سايه كوسه س!
پري غمگين من طلسم موجا مي شكنه ۱
بوسه ي دوم معجزه رو لبهاي منه!
تنمو طعمه ي كوسه مي كنم براي تو !
توي ني ني نگاهت يه ستاره روشنه !
پري كوچك من حرفي بزن چشماتو وا كن !
من صداتو مي شناسم تنها يه بار منو صدا كن !
سينه ريزي از ترانه دو تا گوشواره گيلاس؛
برگ سرخ گل كوكب پيشكشم برات هميناس!
صداي ني لبك تو رمز بيداري موجه!
عمق اقيانوس رويا با تو هم معني اوجه!
پري غمگين من طلسم موجا مي شكنه!
بوسه ي دوم معجزه رو لبهاي منه!
تنمو طعمه ي كوسه مي كنم براي تو !
توي ني ني نگاهت يه ستاره روشنه!




یغما گلرویی
هفت سين گمشده
كسي از ما نمي پرسه كه بهارمون كجاست !
خنده ي سبز بهار كجاي گريه هاي ماست؟
كسي از ما نمي پرسه كه كجاي جاده ايم !
بين اين همه سوار چرا هنوز پياده ايم؟
كسي نيست نشون بده نشوني ستاره رو!
به دل ما ياد بده تولد دوباره رو !
تقويم كهنه رو بايد ببنديم !
بازم بايد دروغكي بخنديم!
بهار داره پا مي ذاره تو خونه؛
قناري دل ما كي مي خونه ؟
يكي بايد واسه ما بهاررو معنا بكنه!
سفره ي گمشده هفت سين رو پيدا بكنه !
يكي بايد بگه بهار چه رنگيه!
بگه كه تحويل سال چه لحظه قشنگيه!
يكي بايد بياد سكوت رو بشكنه !
رمز قد كشيدنو تو كوچه فرياد بزنه!
تقويم كهنه رو بايد ببنديم!
بازم بايد دروغكي بخنديم!
بهار داره پا مي ذتاره تو خونه ؛
قناري دل ما كي مي خونه؟
**************با كمي تاخير سال نو همگي مبارك*****************
امسال يه حسني كه داشت دور بودن ظاهري از همه چيز بود همين كه تلفنمو تا الان روشن نكردم بهترين حسنش بوده اينقدر استرس تو ذهن ما است كه وقتي مسافرت بودم فكر ميكردم اگه الان با ايران تماس بگيرم چه اتفاقاتي ممكنه افتاده باشه !!!!!!!يا اگه به اينترنت سر بزنم چه خبرهاي بدي ممكنه ذهنمو بهم بزيزه هر چند باباي پري جسته گريخته خبرهايي بهم ميداد؛
خب غر براي اول سال بسه!!!!!!!!!! 
شاهکار امروز
امروز ساعت 8صبح بابای پری به موبایلم زنگ زد که پری رو رسونده مدرسه و دیدند که کیف پری رو نیاوردن (وقتی توی کوچه سوار ماشین شدن کیفو همونجا جا گذاشتن !!!!!!!!!!!!!
)و دوباره هم که برگشتن در خونه کیف نبوده و حالا هم پری گریان و نالان کیفمو دزد برد گویان رفته سر کلاس و یه سر بهش بزن (خوشبختانه محل کارم به مدرسه نزدیکه ).خلاصه دویدم طرف مدرسه و سر راه از سوپر مداد و مداد تراش و کیک و..خریدم و رفتم دفتر مدرسه که دیدم ناظمشون داره با تلفن راجع به کیف صحبت می کنه (توی خیابون ما یه مدرسه بزرگ غیر انتفاعی پسرانه هست که فقط بچه های خانواده های پولدار مذهبی ومادران چادری رو ثبت نام میکنه که ما از این مدرسه بخاطر این رویه اش خیلی بدمون میامد.)بهر حال یکی کیفو دیده بوده فکر کرده شاید مال اون مدرسه است وداده اونجا اونهام از روی کتاباش اسم مدرسه رو دیده بودن و..
زنگ زدم به همون مدرسه و از اون طرف صدای سلام علیکم حاج آقا منو ترسوند بهتر دیدم خواهش کنم کیفو برام با پیک بفرستن و....
اینهم از حواس جمع دختر ما اگه گفتین به کی رفته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پروين
۱۵ اسفند یکصدمین زادروز بزرگ بانوی ایرانی پروین اعتصامی است .بانوی عزیزی که به حق در زمان خود خدمات شایانی برای آزادی زنان انجام داد .افسوس که عمر کوتاهش مجال ادامه راه را از او گرفت .یادش گرامی.
پایان سال
اولا: با تشکر از بابای پری که هر از گاهی اشتباهی وبلاگ من را
آپ می کند !!!!!!!!!!!
دوما: روزهای پایانی سال هیشه برابر با کار طاقت فرسای بیرون و خانه است و امسال که
کار فرمایان محترم مرکز ما دارند خودکشی می کنند تا پول سفرهای ده سال آینده راهم امسال
به جیب بزنند دیگر توان از دست داده ام و تقریبا راضی به خانه نشینی شده ام!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 
خانوم.
خانوم مسعود بهنود تمام شد.
داستان داستان یک شاهزاده خانم قجری است با سرنوشت پر فراز و نشیب اش.
او که به خاطر فرار از استبداد و نظر سوء پدرش مجبور به همراهی کاروان متواری محمد علی شاه میشود به قصد روسیه در جریان انقلاب مشروطه،پس از چند سال دوباره آوارگی ناشی از انقلاب بولشویکی را تجربه میکند و گریز به عثمانی و گریز از عثمانی بخاطر کودتای آتاتورک و بعد در عراق آوارگی در بغداد بخاطر کودتای رضاخانی و انقراض قاجاریه و بعد ازدواج با یک سیاستمدار المانی و آوارگی بعد از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم و مراجعه به ایران و حیف که جریان انقلاب ایران گرفتار تیغ سانسور وزارت ارشاد و نمیفهمی که دختر خانوم چرا در همان اوایل کتاب از اوین آزاد میشود !! . . .
خواندنی است
پری:مامان من بچه بودم شما برام مسواک می زدید یا بابا؟
مامان: گاهی من گاهی بابا.
پری: وقتی دندان نداشتم کدومتون برام مسواک میزدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




اینا رو من نوشتم .(پری)
فعلا
سه شنبه های این جهان را
ساده تر از همیشه در تو پیدا می کنم
بهار هنوز فرصت خوبی است
برای گم شدن
میان انار و آینه
میان پرنده و باران و میان ماهیانی که در تو
عاشقانه پلک می زنند
راستی عبور از باغهای زمستانی نیز
هنوز فرصت خوبی است.
فعلا تا کامپیوتر مودم دار بعدی خدانگهدار.
اینهم به خاطر پری!!!
ای زرتشت ای کوروش کجائيد
چقدر خوبه که آدم فکر کلاس زبان و شام شب و کلاس پری و کار و ...نباشه .چقدر خوبه که وقت داشته باشی سراغ کتابهای نخونده بری و با ولع همه وقتو صرف دوست داشتنیها کنی.ای بابا این کلاس اول پری هم برای ما شد درد سر تا میام یه چیزی بنویسم یادم می افته این کلمه رو نباید سرهم بنویسم آخه به قول پری ما قدیمی هستیم .
در کتاب گاتها که سخنان اوشو زرتشت می باشد تمام بشریت اعم از زن و مرد وسفید و سیاه و ایرانی و زرتشتی و غیر زرتشتی خلاصه تمام نوع بشر با هم برابرند و میتوان گفت اولین اعلامیه جهانی حقوق بشر در گاتها سروده؛ سخنان اوشو زرتشت می باشد. ((از جمله خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد))در اوستا به مرد نماپئیتی (صاحب و دارنده و مالک خانه)وبه زن نما نوپئیتی(نور و فروغ و روشنی خانه)گفته شده است.
الان می توانید از بابای پری بپرسید خونه تاریک چه مزه ای دارد!!
درزطی سالها ایران زمین زنان بزرگ زیادی همچون ماندانا مادر کوروش آتوسا دختر کوروش پانته آ و رکسانا پو رو شات و ...را به خود دید .متاسفانه تسلط اسکندر تاثیر نامطلوبی بر موقعیت زن ایرانی بر جای نهاد .زیرا در یونان زن تحت سلطه مرد و فرمانبر او بود.و از آن پس (هلنیسم)در فرهنگ ایران رخنه نمود وهر چند در زمان خسرو پرویز ما زنانی چون پوراندخت و آذر میدخت را داشتیم ولی دیگر زنان جایگاه اول خود را بدست نیاوردند وپس حمله اعراب همان یک ذره منزلت هم از بین رفت و همه را اندرونی نشین کرد.....
***زن کتاب ساده ای نیست؛که زود بخونی و کنار بگذاری***
ای تکنولوژی
اول :از دولت محترم براي تعطيلات تشكر مي كنم كه به من امكان سفر به پشت كوههاي آلپ( كوچك) راداد تا پس از مدتها كامپيوتري مودم دار پيدا كنم ....اي تكنولوژي تو چقدر خوبي !ماهي!
دوم:پدر پري لطف نموده مطلبي را اشتباهي در وبلاگ ما گذاشته بودند و من را بر آن داشت تا موردي ديگر از اعراب بر دفتر زرين ايران زمين بيابم!!! در دوران انوشه روان خسرو يكم ترقي چشمگيري در علوم مختلف پديدار شد و گندي شاپور (شهرك علوم)رابه عنوان كانون گردهمائي دانشمندان زرتشتي و عيسوي و يهودي و جايگاه آموزش پزشكي يو ناني و آميزش آن با پزشكي ايراني و هندي مركزيت داد.و در سال بيستم پادشاهيش به فرمان او جلسات گفتگو و تبادل نظر پزشكي با پزشكان سراسر دنيا بر پا ساختند.(نخستين كنگره بزرگ پزشكي جهان)و.... سرانجام شهرك دانشگاهي گندي شاپور در سال 17ه.ق به تصرف اعراب مسلمان در آمدو آنها كتابخانه گندي شاپور را با 400هزار جلد كتب بي مانند نابود كردند .و به دستور عمربن خطاب و سعدبن ابي وقاص آن چه كتاب در كتابخانه تيسفون بود به آب ريخته شد.ديگ اين دانشگاه مورد توجه نشد و اساتيد برتر آن به بغداد رفتند و در زمان خليفه عباسي آغاز انتقال مركز پزشكي از گندي شاپور به بغداد شد....
***تخت جمشید می گوید :ما که از جنس کوه بودیم حالا ستون شکسته ایم شما را در گذشته می دانستیم چه بودید ولی اکنون نمی دانیم چه هستید و چه خواهید شد***
خر و اسب و گاو و تراکتور و پرشن گلف
اول :حالا چه خر ، چه گاو ، چه اسب ، چه تراکتور .
دويم: اصلا وبلاگ مال آدمهاي بيکار است. آنهايي که نقشي در توليد خالص و ناخالص ملي ندارند و بيکارند و چون در آمدي ندارند پس از وضعيتشان راضي نيستند و چون راضي نيستند پس معترضند و چون معترضند ، شده اند وبلاگ نويس ! اما ما چي ؟ سرمان شلوغ.
(مانيفيست وبلاگنويسي ما را حال کرديد ؟)
البت نه اينکه راضي باشيم ها !! نه ، وقت غر زدن نداريم.
سيم : يکي از وبلاگ نويسان کانادايي اين روزها در تهران است. گپي و گفتگويي. ميگويد دخترکان ايراني متردد در فلان بازار فلان شهرک از جنده هاي لاس ولگاس قيافه تابلوتري دارند!!
و همينجور بحث کش مي آيد تا سينما رکس و دولت موقت و حسينيه ارشاد و تحريم و ايران شدن اوگاندا و اين بحثهاي صد تا يه غاز و بي اثر در توليد ناخالص ملي !!!!
چهارم: مطلبي را ميخواندم درباره مصاحبه فلان خبرنگار عرب با "اعلي حضرت محمد رضاشاه کبير بزرگ ارتشتاران آريامهر " يا يه چيزي تو همين مايه ها .
در جايي اعلي حضرت گير ميدهد به خبر نگار که چرا به خليج فارس ميگويد خليج! ايشان هم ميفرمايد شما که نام PERSIA را از روي مملکتتان برداشته ايد و کرده ايد IRAN. چرا ما نام PERSIAN را برندارين و نکنيم ARABIAN ؟
هااااااا ؟؟؟؟ حرف حساب جواب نداره ! داره ؟ اين شما و اين کامنت دوني . من هم برم به خواب زمستوني .
خر و اسب و گاو و تراکتور و پرشن گلف
اول :حالا چه خر ، چه گاو ، چه اسب ، چه تراکتور .
دويم: اصلا وبلاگ مال آدمهاي بيکار است. آنهايي که نقشي در توليد خالص و ناخالص ملي ندارند و بيکارند و چون در آمدي ندارند پس از وضعيتشان راضي نيستند و چون راضي نيستند پس معترضند و چون معترضند ، شده اند وبلاگ نويس ! اما ما چي ؟ سرمان شلوغ.
(مانيفيست وبلاگنويسي ما را حال کرديد ؟)
البت نه اينکه راضي باشيم ها !! نه ، وقت غر زدن نداريم.
سيم : يکي از وبلاگ نويسان کانادايي اين روزها در تهران است. گپي و گفتگويي. ميگويد دخترکان ايراني متردد در فلان بازار فلان شهرک از جنده هاي لاس ولگاس قيافه تابلوتري دارند!!
و همينجور بحث کش مي آيد تا سينما رکس و دولت موقت و حسينيه ارشاد و تحريم و ايران شدن اوگاندا و اين بحثهاي صد تا يه غاز و بي اثر در توليد ناخالص ملي !!!!
چهارم: مطلبي را ميخواندم درباره مصاحبه فلان خبرنگار عرب با "اعلي حضرت محمد رضاشاه کبير بزرگ ارتشتاران آريامهر " يا يه چيزي تو همين مايه ها .
در جايي اعلي حضرت گير ميدهد به خبر نگار که چرا به خليج فارس ميگويد خليج! ايشان هم ميفرمايد شما که نام PERSIA را از روي مملکتتان برداشته ايد و کرده ايد IRAN. چرا ما نام PERSIAN را برندارين و نکنيم ARABIAN ؟
هااااااا ؟؟؟؟ حرف حساب جواب نداره ! داره ؟ اين شما و اين کامنت دوني . من هم برم به خواب زمستوني .
